گل رخ

رشته گوهر شکست گل رخ سیمین ذقن * برگ تمنا بریخت ، شاخ گل نسترن

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ...

به نام خدا اول : بعد از اون ماجرای مشاهده ی شکم و تشبیه شدن به رانندگان تریلی و " حس بد رژیم " ، چند روزی قصد کردم که رژیم لاغری بگیرم و ... نشد ! ؛ توی این دوره ی فراق ( یا شاید فراغ ! ) ، کمی به اعتماد به نفسم پر و بال دادم و در نهایت کشف کردم که داشتن " شکم " در کل چیز چندان بدی هم نیست ! . این منم ، در نقش یک راننده ی تریلی ! : خرداد که با عباس و علی می رفتیم بندرعباس ، این عکس رو کنار باغ های پسته ی راور و مجاور یک چاه موتور کشاورزی گرفتیم . شب قبلش در " دیگ رستم " ، من داخل کابین تریلی خوابیدم و عباس و علی ، " آواز خوانان و شلنگ اندازان " ، در عقب کیسه های سنگ آهن و انتهای...
26 بهمن 1393

حس بد رژیم !

به نام خدا چند روزی هست که مامان یک رژیم غذایی جدید رو شروع کرده ؛ چند روزی هم هست که برآمدگی شکم من برای بعضی ها خیلی جلب توجه می کنه ! ؛ امروز گل رخ رو بردم مدرسه ی مامان و خودم رفتم دروازه قوچان برای خرید آجیل و ظهر دوباره رفتم دنبالشان ؛ این رفت و آمد به مدرسه مامان باعث شده که چندتایی از همکاران ایشون مدعی بشوند که : " شکم شوهرت مثل شکم شوفرهای تریلی زده بیرون ! " ... از دقایقی پیش و در هجوم صحبت های این چنینی ، خریدهای متنوع سبزی جات و صیفی جات ، صحبت های همیشگی از رژیم و لاغری ، پیام های رد و بدل شده در شبکه های اجتماعی و تکرار مکرر و موریانه گون " کالری " ، تصمیم گرفتم که رژیم بگیرم ! . باید بیشتر به فکر ...
6 بهمن 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به گل رخ می باشد