داداش
تاريخ : يکشنبه 20 ارديبهشت 1394 | 10:20 | نویسنده : بابای گل رخ

به نام خدا

اوایل تابستان 91 ، وقتی با شهاب رفته بودم کلاس های تابستانی آموزش و حفظ قرآن ، خانمی که از بچه ها ثبت نام می کرد با دیدن صورت زخمی شهاب با تعجب پرسید : این بچه چرا اینقدر صورتش زخمی و خون آلود است ؟!!!

 

گفتم : راستش رو بخواهید ، یک پلنگ در خانه نگهداری می کنیم و این زخم های صورت هم اثر ناخن های همان پلنگ است ! . وقتی با تعجب زیاد آن خانم مواجه شدم ، توضیح دادم که دختری یک ساله داریم که علاقه ی زیادی به ناخن کشیدن روی صورت برادرش دارد ! . 

هر چقدر ناخن های گل رخ رو از ته کوتاه می کردیم ، باز هم زبانه ای ناخنی پیدا می کرد که خطی روی صورت شهاب بکشد ؛ نگران باقیماندن زخم ها بودیم و کارمان شده بود نصیحت کردن شهاب برای درگیر نشدن با گل رخ و روش دور ماندن از پنجه های یک پلنگ ! ...

بعد از مدتی گل رخ این عادت خطرناک رو کنار گذاشت و به خط کشیدن روی دیوارها روی آورد ! ؛ کافی بود که خودکار یا مدادی را پیدا کند و کل دیوارها را در لحظه ای غفلت ما ، خطی ممتد بکشد ! ؛ امروز با دیدن عکس های سال 91 یاد ناخن کشیدن های گل رخ افتادم .





[موضوع : داداش]
تاريخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 | 21:56 | نویسنده : بابای گل رخ

به نام خدا

این که از لابلای صفحات کتاب های درسی ، مطلبی پیدا کنیم که بیشترین قرابت و نزدیکی رو با اوضاع و احوال و شخصیت های خانواده داشته باشه ، بسیار جالبه و دلنشینه ! ؛ مطلب زیر رو بخونید :

 

چند شب قبل ، شهاب مشغول نوشتن مشق بود و مامان هم طبق معمول به کمکش شتافته ! ؛ به محض شنیدن کلمه ی " شهاب " از لابلای کلماتی که مامان به شهاب دیکته می کرد ، گوشم تیز شد و پرسیدم که کجای کتاب از " شهاب "نام و نشانی آمده است و درس بسیار جالب بالا رو نشانم دادند .

خیلی جالب بود که شخصیت های این درس ( بدون هیچ اغراقی ! ) این همه به شخصیت های خانواده ی ما نزدیک باشند ! ؛ دختری ( که ما مسلم می دانیم اسمش گل رخ است ! ) خاطراتش را می نویسد ، آن هم با راهنمایی های پدرش که علاقه ی زیادی به نوشتن خاطرات دارد ، از گل خوشش می آید ، خیال پرداز است و اهل کتاب خواندن هم هست ! ؛ برادری که اسمش " شهاب " است و در لابلای صحبت هایش کمی طنز هم به کار می برد و راحت هم نمی خوابد ! .

این خواهر و برادر ، مادری دارند که بو و عطر قرمه سبزی اش منحصر به فرد و نوستالژیک است ! ؛ این عطر قرمه سبزی ، آخر و نهایت همه ی درس بود که مامان گل رخ و شهاب از استادان مسلم عمل آوردن این عطر در کل فامیل به حساب میاد ! .

این همه شباهت به خانواده ی ما !!! ؛ خدا کنه که تا رسیدن گل رخ به کلاس پنجم دبستان ، این درس از کتاب فارسی ، حذف نشه چون خیلی خیلی خاطره انگیزناک خواهد بود ! . 

 

 





[موضوع : داداش]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد