گل رخ

رشته گوهر شکست گل رخ سیمین ذقن * برگ تمنا بریخت ، شاخ گل نسترن

لذات فلسفه

1394/4/9 21:05
نویسنده : بابای گل رخ
1,178 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا

ما کودکان را دوست می داریم ؛ نخست برای آنکه آنها آن ما هستند و دنباله ی نفوس بی مانند و لذت بخش خود ما می باشند ؛ ولی باز آنها را به این علت دوست می داریم که آنها آن چیزی هستند که ما باید بشویم ولی نمی توانیم ؛ یعنی حیواناتی هستند که با هم متناسب و هماهنگ اند و سادگی و وحدت عمل آنها به خودی خود است ؛ در صورتی که حکیم و فیلسوف ، این سادگی و وحدت عمل را پس از مبارزه و تسلط بر نفس پیدا می کند .

ما آنها را به خاطر آن چیزی دوست می داریم که در نفس ما خودخواهی نامیده می شود ولی در آنها سیر طبیعی و آشکار غریزه است . ما صداقت بی ریای آنها را دوست می داریم ، زیرا اگر آنها نابودی ما را بخواهند ، دیگر بر ما لبخند نمی زنند . کودکان و دیوانگان سخن راست می گویند و کسانی که در صداقت خود لذت و خوشی می یابند نیز همین طور .

این نوزاد را بنگرید :

کثیف اما شگفت انگیز است ؛ وضع کنونی اش خنده آور است ولی استعدادش بی پایان و پذیرای آن راز غائی و نهایی یعنی رشد و تکامل است . می توانید تصور کنید که این مجموعه ی کوچک درد و گریه و ناله ، روزی به جستجوی معنی عشق و اضطراب و خواهش و رنج و ابداع و فلسفه و مرگ خواهد افتاد ؟!

او می نالد ؛ مدتی دراز در رحم مادر آسوده خوابیده بود ؛ اکنون ناگهان ناچار شده است که نفس بکشد و این کار او را رنج می دهد ؛ ناچار شده است که روشنی را ببیند و نور صورت او را می خلد ؛ ناچار شده است که آواز و داد و فریاد را بشنود و این کار او را می ترساند ؛ سرما بر پوست او فشار می آورد ، گویی همه اش از درد و رنج آفریده شده است ؛ ولی چنین نیست ؛ طبیعت از او در برابر این هجوم ابتدایی عالم حمایت می کند و او را با بی حسی عمومی می پوشاند ؛ او روشنی را فقط به نحو تاریک و مبهمی می بیند و آواز و فریاد را چنان می شنود که گویی خفه است و از دور می آید ؛ بیشتر وقت او در خواب می گذرد .

مادرش او را " میمون کوچک " می نامد و حق با اوست ؛ تا هنگامی که به راه بیفتد مانند میمون است و حتی از جانور دو پا هم کمتر است ؛ زندگی در زهدان مادر ، دو پای او را مانند پاهای قورباغه خمیده کرده است . تا به سخن در نیامده است از میمون بازی دست برنمی دارد و به طور خطرناکی به بالای انسان می جهد . تماشا کن و ببین که چگونه جزء به جزء طبیعت اشیاء را با حرکات الکی جستجو و کاوش یاد می گیرد . دنیا در نظر او چیستان چینی است و این واکش های کورکورانه از قبیل چنگ زدن و گاز گرفتن و انداختن ، همه اقدام گونه ایست برای آزمایش های مشکوک و خطرناک ؛ کنجکاوی او را تحریک می کند و جلو می برد ؛ او می خواهد همه چیز را ، از اسباب بازی گرفته تا ماه آسمان ، بگیرد و بیازماید .

کودک شاید هم آغاز و هم انجام فلسفۀ ماست ؛ در کنجکاوی مصرانه و رشد و نمو او ، سر تمام فلسفۀ ماوراء الطبیعی نهفته است . وقتی که او را در گهواره و یا در حال خزیدن بر کف اتاق می بینیم ، زندگی را نه به صورت مجرد و انتزاعی بلکه در حقیقت سیالی می بینیم که همۀ مقولات مکانیکی و فرمول های فیزیکی ما را در هم می شکند و از آن می گذرد . در این ضرورت متزاید و در این کوشش و بنای صبورانه ، و در این صعود و ترقی مصمم از عجز به قدرت و از کودکی به بلوغ و نضج و از حیرت به حکمت و در این امری که اسپنسر آن را " ندانستنی " و کانت آن را " شیء فی نفسه " و سکولاستیک ها آن را " موجود واقعی " و ارسطو آن را " محرک اول " و افلاطون آن را " شیئی که واقعیت است " می نامیدند ؛ آری ما در این امر به اصل اشیاء نزدیک تر هستیم تا در وزن و جرم ماده و یا چرخ و اهرم ماشین ؛ زندگی چیزی است که سیری و خرسندی و رضایت سرش نمی شود ، همه اش در کوشش و جستجو است و تا دم آخر در مبارزه و نبرد است ؛ هیچ طرح مکانیستی نمی تواند حق او را به جا آورد و رشد آرام و باشکوه درختی را بفهمد و شوق و رقت کودکان را اندازه بگیرد . 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (5) مشاهده جعبه ارسال نظر
مهدی شمس آبادی
15 تیر 94 19:53
اینجور نوشته ها رو بعد ماه رمضان باید خوند و تجزیه تحلیل کرد!!! فعلا عوالم عرفانی!! بر حالات فلسفی مرجح است !!! ماشاالله به همه استناد شده! کانت ، افلاطون ، اسپنسر، ارسطو ، اسکو بی لاستیکها!!! فقط حق فلاسفه ی جدید ادا نشده ، تکمیل که شد و حقوق علما و حکمای عصر جدید به حسابشون واریز شد خبرمون کنید کمی بیشترتر لذت ببریم!
بابای گل رخ
پاسخ
نوشته از من نیست ؛بخشی از کتاب " لذات فلسفه " نوشته ی ویل دورانت است .
مهدی شمس آبادی
16 تیر 94 23:03
حواسمون بود که از جایی دارید نقل می کنید ، اندککی سبک شناسی خوانده ایم و شما انگار به این ویل دور انت علاقه ها دارید! تاریخ تمدنش را آنقدر ورق زده اید که وقتی سلیمی را دانش آموزی یا دانش اموزنمایی با نقل مطلبی از ان می آزارد شاخکهاتان حساس می شود و ... ما ماه رمضان معمولا رمان می خوانیم و خیلی که به خودمان فشار بیاوریم چیزهایی در حد و حدود نردبان شکسته ی زنده یاد زرین کوب، و البته سنگ ساز هم نیستیم که معذور باشیم!!! استهمال کارش به کجا کشید!!!!!!!! !!!!!!
بابای گل رخ
پاسخ
ویل دورانت نویسنده ی مورد علاقه ی من است ؛ تاریخ تمدنش را بارها خوانده ام ؛ البته نه با همه ی جزئیاتش ؛ کتاب لذات فلسفه هم از کتاب هایی است که به همه سفارشش را می کنم و اگر اهل فلسفه نیستید ، بهتر است هنگام خواندن کتاب به پیشنهاد نویسنده در اول کتاب عمل کنید تا خواندنش برایتان لذت بخش شود . من در ماه رمضان " تذکره الاولیاء " را می خوانم که عجیب باب این ماه است ؛ حکایت مردانی که مشقات عجیب و غریبی را بر خود هموار کردند تا به هدفشان برسند .
اکرم سلیمی
13 مرداد 94 11:05
سلام خیلی زیبا بود
فاطمه لاسمی
6 دی 94 21:49
از مطالب فلسفیش گیج شدم ولی این صداقت کودکانه را دوباره در سالمندان دیده ام ولی به کودکان کششمان زیاد است ولی از سالمندان گریزانیم.چرا ؟
کوهجانی
30 آذر 95 13:47
درود بر این همه زیبایی که شما پرده ای از رویشان گشودید احسنت چه زیبا بیان نموده ای ، احسنت واقعا اگر بعضیا همانند شما بودند زندگی را بر خود سخت نمیگرفتند زندگی پر از زیبایی است که ما آنهارا نمیبینیم ما فقط دشواری های زندگی را میبینیم و کفر میکنیم همه چیز عالیست فقط بسته یه دیدگاه ما دارد آقای شهر آشوب با احترام دوست شهاب آقا
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به گل رخ می باشد