گل رخ

رشته گوهر شکست گل رخ سیمین ذقن * برگ تمنا بریخت ، شاخ گل نسترن

سلطان دردها

1394/1/2 9:30
نویسنده : بابای گل رخ
1,370 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا

جمعه ، آخرین روز سال 93 رو با درد کلیه آغاز کردم ؛ گمان نکنم که در عالم پزشکی دردی شدیدتر از درد کلیه وجود داشته باشه ؛ بی جهت نیست که این درد رو " سلطان دردها " لقب داده اند .

صبح جمعه رفتم بیمارستان رضوی و دو آمپول دیکلوفناک و دیازپام زدم ؛ تا برگشتن به خانه درد ساکت شد اما حمله ی اصلی سر سفره ی نهار و بعد از خوردن دومین قاشق سبزی پلو ماهی شروع شد ! .

" سلطان دردها " قابل توصیف نیست ! ؛ دل پیچه ی شدید ، حالت تهوع و درد وحشتناک پهلوها ... ؛ عصر جمعه دوباره رفتم بیمارستان رضوی و دو آمپول مرفین و سه آمپول " ناشناس " دیگه تزریق کردم اما سلطان رهایم نکرد ؛ پرستارهای اورژانس بیمارستان رضوی و متخصص کشیک اورژانس هیچ راه دیگری به ذهنشان نمی رسید ؛ تمام مسکن ها و مخدر ها رو امتحان کرده بودند . برای این که خودشان را خلاص کنند ، پیشنهاد دادند که به بیمارستان امام رضا و کشیک اورولوژی مراجعه کنم .

بیمارستان امام رضا در ساعات پایانی سال محشر کبری بود ! ؛ از تمام بیمارستان ها و درمانگاه های مشهد ، بیماران رو ارجاع داده بودند و حضور زائران هم جمعیت رو دو برابر و شاید بیشتر کرده بود . سونوگرافی کردم و معلوم شد که درد از دو سنگ سمج 3 و 6 میلی متری است ! .

خلاصه کنم که شروع سال 94 رو همراه با " سلطان دردها " جشن گرفتیم ؛ دیروز عصر با حال زار و نزار رفتیم درمانگاه ارولوژی بیمارستان امام رضا ؛ هر چقدر برای " سنگ شکن " زار زدم ، قبول نکردند و گفتند که بخش سنگ شکنی تا 15 فروردین تعطیل است ، تحمل کن و 15 فروردین بیا !!! ؛ تمام دیروز و دیشب هم درد کشیدم و الان چند ساعتی هست که درد رهایم کرده است ! ؛ خبر ندارم که این رها کردن موقتی است یا دائمی ؟! چون چند بار دیگر هم رها کرده و بعد از مدتی با انرژی و توان مضاعفی برگشته ... .

به اندازه ی تمام سال ، مسکن و مخدر تزریق ، استعمال یا مصرف کرده ام !!! ؛ حتی نمیشه دراز کشید و خوابید چون درد کلیه با دراز کشیدن بیشتر میشه ! ؛ فردوس رفتن هم تا اطلاع ثانوی تعطیل شده ؛ وقتی در شهری مثل مشهد امکان مداوای سنگ کلیه نباشه ، فردوس کوچک ما چگونه برهوتی خواهد بود ؟!!!

پسندها (1)
نظرات (6) مشاهده جعبه ارسال نظر
پرآبی
2 فروردین 94 14:28
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد. خواهر من تو صنف پزشکان امرار معاش میکنه،چند روز پیش دیدم تووایبر بر اهم پیام دادن که: عزراءیل رو تو اتاق عمل دیدم در حال احیا بیمار گفتم توکه کارت قبض روحه داری احیا می کنی!!!!! سر بلند کرد وگفت این بابا هنور عمرش به دنیاست، دکتر ها دارن میکشنش... امیدوارم به زودی زود بدون نیاز به "ناز طبیبان" خوب وسره حال بشی... ایام به کام
مهدی شمس آبادی
2 فروردین 94 15:42
آدم سلطنت طلب آخر و عاقبتش همین است!! یا درد کلیه می گیرد یا کلیه ی دردها را ! چقد بهت گفتم فردوس فردوس فردوس!! اونجا ازدرد خبری نیست یعنی حمیدکم ! بچگکم نمیذاره درد بیاد سراغت و دستهای بابا آقا و زمختی نرم مهربونش و ریاضت کش به بادامی بسازدش و ... یعنی دروغ نگفته باشم بعد ساعت تحویل که دراز کشیده بودم تو جام به شهرآشوب فکر کردم و این شروع پلکانی سال!! و ما هم البته دشت اول سالمان را داشتیم : هرچه به پدر گفتیم فقط یکسال صبر کن بعد جوشانده ات را می دهیم پاش را توی یک کفش کرد که الا و بلا دیر بشود یخ می کند و از دهن می افتد و ... و ما ناچار نشاندیمش و لیوان جوشانده ی داغ را دادیم دستش و سال تحویل شد و خواهرمان آمد پدر بوسی و خواهرزاده مان امد ما را متبرک کند و یهو دیدیم حاجی ولو شد و ما سوختیم!!! و همه دررفتند و دور و برمان خالی شد و ... به هر حال سال نومان با اکبردگاری شروع نشود نمی شود!! و واقعا که چقدر این دکتر جماعت مسئولیت گریزند !! مجبوریم علیرغم میل باطنیمان دعا کنیم که این دردنامرد کلیه ی دردها برنگردد یا اگر خیلی پررو بود و برگشت پرزور نباشد . این بیک جواب تبریک عیدمان را که داد گفت فقط سلامت باقیش کشک است و ما داشتیم به کشک جوش فکر می کردیم اما انگار این پیر ریش سپید پربیراه نگفته !! فقط مدیونی اگه به گل رخ اخم کنی و گوش شهاب رو بکشی یا اوقات عیالت رو تلخ کنی !! اگه دست از پا خطا کنی دعامو پس می گیریم!! یا امام رضا به این شهرآشوب رحم کن !! درسته یه خبطی کرده و فردوس رو ول کرده اما با همه ی نفهمیاش انقدر حالیش بوده که بعد از بهشت زیر سایه ی ضامن آهو بودن بهترین جاست! و عملی تر شدی رفت بادام پرستکم!! سلام یادت نره یه وقت!!!!!
پرآبی
14 فروردین 94 15:23
ادبیات این دوست فردوسی شما خیلی دلنشینه !!!!منتها اینقدر خوندنش سخته ...خیلی وقتها که دوست دارم فضول معابانه بخونم ....صد ساعت بگذرد....آقا رحم کنید به حال ما فضولهای غیر فردوسی!!!!!
بابای گل رخ
پاسخ
کدام دوست فردوسی ؟!
مهدی شمس آبادی
14 فروردین 94 21:33
ما هم به یک تعبیر از فردوس گریخته ایم!! حالا یه نفر پیدا شد از ما خوشش اومد تو خودتو بزن به اون راه!!!! ما و شهرآشوب گفتگوی خصوصیمونو عمومی میکنیم و در گفتگوی آشناها بعد از مدتی اشاراتی در میان می آید و به خاطرات و ماجراهایی ارجاع داده می شود و ... که دیگران در نمی یابند ! ویه اعتراف کوچولو: می بینی بیست سال پیش برای دوستی نامه نوشتی و الان نمی فهمیش!! چون پربوده از ارجاع به خاطرات و ماجراها و چه و چه !! من دیگه بیشتر از این از خودم نمی تونم تعریف و تمجید کنم ! خودت اهل بخیه ای!! توضیحات تکمیلی رو تحویل بده و بهش بگو خدا رو شکر کن که جایی برای با تون نشستن نمیاد!! امروز یه چیزی نوشته بودم بیک نوشته بود این یا خیلی مدرنه که من حالیم نمیشه یا غلط تایپی و اینجور چیزا!! البته فی الفیسبوک نه فی الیادستان!! بعدشم یه چیزایی ننویس که مجبور به حک و اصلاح _ همون سانسور !! _ بشیم !! به پرآبی هم سلام برسانیم! کجا رفته بودی؟ و دسته گلو که به آب ندادی!! گل رخ و اهل منزل را سلام برسانید!
بابای گل رخ
پاسخ
هنوز حس نوشتن ندارم ! اما در چند روز آینده خواهم نوشت که کجا بودم و چه کارهایی کردم ! .
مامان پرهام
16 فروردین 94 9:37
ای بابا ...دیروز هم یکی از همکارانم تعریف کرد که توی اخرین روزهای اسفند سنگ کلیه اش اذیتش کرده و رفته سنگ شکنی..ایشاللا که الان خوبید.
مامان پرهام
16 فروردین 94 9:38
ولی چقدر بده که در شهری مثل مشهد تا 15 فروردین خدمات کامل پزشکی ارائه نمی شه...بعد تازه پزشکان محترم به مهران مدیری اعتراض هم می کنند...عجب جماعتی اند
بابای گل رخ
پاسخ
تا 15 فروردین هیچ متخصصی در کار نیست ؛ برای نظام پزشکی ایران و پزشکان محترمی که حقوق دولتی دریافت می کنند، واقعا متاسفم . جالب اینکه سخنگوی وزارت بهداشت با بی شرمی تمام در گفتگوی ویژه ی خبری حاضر شده و منکر همه چیز می شود ! ؛ بیمارستان رضوی با همه ی کبکبه و دبدبه اش و با همه ی تبلیغات عجیب و غریبش ، در ایام نوروز به اندازه ی یک درمانگاه ساده هم کادر پزشکی نداشت ! . مشکل من خیلی حاد نبود اما دیدن انبوه زائرانی که به امید مداوا به بیمارستان امام رضا ( ع ) مراجعه کرده بودند واقعا ناراحت کننده بود .
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به گل رخ می باشد