گل رخگل رخ، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره
شهاب شهاب ، تا این لحظه: 22 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

گل رخ

یلدا

به نام خدا  امشب یلدا است و ما هم آماده شدیم !  بچه که بودیم یلدا یا همون شب چله برای ما بچه ها فقط یک معنی داشت : بابام ( باباآقای فعلی ) چند تا هندوانه می ذاشت روی کرسی ( البته نه از این هندوانه های خوش آب و رنگ امروزی که چند روز قبل توی چابهار یا بندر جاسک یا ... از بوته چیده شدن تا سفره یلدای ایرانی ها برقرار باشه بلکه هندوانه هایی که مهر چیده شده و با ذوق بابا توی تاریکی انبار باغ  لای کاه سالم مونده بودن تا شب چله بخوریم . ) هندوانه ها همیشه کم اب و زیادی رسیده بودن و البته اون موقع همین هم نصیب خیلی ها نمیشد . نه این که گرون باشه بلکه اصلا توی میوه فروشی های شهر کوچک ما نبود و فقط آدم های با ذوقی مثل بابا چند تایی ر...
30 آذر 1392

این همه تفاوت !

به نام خدا  " بچه ها با هم تفاوت دارن " . این جمله رو من کاملا قبول دارم اما چیزی که متعجبم کرده شدت این تفاوت هاست .   شهاب ؛ پسرم هیچ وقت دروغ نمیگه . یعنی اگه مطمئن باشه که با دروغ گفتن مشکلش حل میشه باز هم دروغ نمیگه . بهتره بگم بلد نیست دروغ بگه و این خصلت خیلی خیلی خوبیه چون کار من و مادرش رو خیلی راحت کرده . وقتی خبری رو از مدرسه میاره ( البته کم پیش میاد که خبر بیاره چون بر خلاف من و مادرش بسیار بچه دهن قرصیه ! ) مطمئن هستیم حرفی رو که میزنه حقیقت داره و این موضوع در تصمیم گیری ما نقش مهمی داره . زیاد دیدیم والدینی رو که بر اساس حرف های دور از واقعیت بچه هاشون تصمیماتی میگیرن که در نهایت به ضرر خود بچه تمام میشه .&n...
21 آذر 1392

رب 2

به نام خدا  توی پست قبلی یادم رفت بنویسم ، امسال رب انار هم درست کردیم ؛ خورشت فسنجان غذای مورد علاقه منه   و خب اصلی ترین ماده اولیه این غذا رب انار مرغوبه !    راستش  توی یه پاییزی ، چند سال پیش رفته بودم باغ بابا آقا . کمک کردم که باباآقا انارهای خراب رو که کارگرها توی باغ ریخته بودن جمع کنه . بعدش با " بیل !!! " انار ها رو ریختیم عقب وانت و بردیم کارخانه تولید رب انار . چشمتون روز بد نبینه ، توی کارخانه انار های پوسیده و کرم زده رو فقط یه گربه شو می کردند و چند تا کارگر قسمت های خیلی ضایع رو جدا می کردن ، بعدش همه این  میوه ها با پوست و پوسیدگی و کرم هایی که فراوان از زیر دست کارگر ها رد شده بود...
11 آذر 1392

رب

به نام خدا  تابستان امسال هم به روال چند سال گذشته تونستیم رب گوجه فرنگی مورد نیاز سالیانه رو خودمون درست کنیم . هم سالم تر هم خوشمزه تر و هم ارزون تر ! چند سالی هست که کارخانه هایی در مشهد رب چینی رو فقط بسته بندی می کنن و با تبلیغات و هیاهوی زیاد میفروشن ! و هر بچه ای هم توی ایران وقتی اسم " چین " رو میشنوه یاد " بی کیفیت " " آشغال " یا "مضر " میوفته ! البته میگن چینی ها اجناس " با کیفیت !!!!" هم دارند که نصیب ما نمیشه ! . اسباب بازی ، وسایل آشپز خانه یا ماشین " بی کیفیت " رو میشه تحمل کرد اما... خوراکی های بی کیفیت خارجی خطراتی داره که ممکنه چندین سال بعد گریبان گیر بشه . جالبه این رب های چینی آنچنان رنگ قرمزی داره که به قول ...
6 آذر 1392

باباجان

به نام خدا  این آقا اسمش " سید محمد " است . نوه ها ایشون رو " باباجان " صدا می زنند . البته به خاطر " سید " بودن می شد  " باباآقا " هم خطاب بشن اما دخترها فکر می کنند باباآقا اصطلاحی قدیمی است و باید به روز تر باشیم ! . در هر صورت کار بچه های ما راحت تر شده چون نیازی نیست  هر دو پدربزرگ رو با یک اسم صدا بزنن ! .   " باباجان "  متولد 1323 و بازنشسته " آب و فاضلاب" است .البته الان به پسته کاری اشتغال دارند .  این هم باغ پسته  " باباجان " ؛ البته در شهریور و قبل از برداشت پسته ...       &nb...
28 آبان 1392

بابا آقا

به نام خدا  این آقا اسمش " سید علی رضا " است . ما و نوه ها " بابا آقا " صداش می کنیم . چون از قدیم توی شهر ما رسم بوده بابا بزرگ های سید رو  " بابا آقا " صدا کنن . باباآقا متولد 1326 و بازنشسته آموزش و پرورش است . البته الان به باغداری و زعفران کاری مشغول هستند . توی باغشون پسته ، انار و مقدار کمی زردآلو و به و انگور دارند .  اینم عکس باغ باباآقا ؛ البته در پاییز و بعد از برداشت انار ...       این جا هم مزرعه زعفران و مراحل بعدی ....         گلی ما باباآقا رو " بااگا " صدا میزنه ! ...
28 آبان 1392

ظهر عاشورا

به نام خدا  امسال هم برای عزاداری رفته بودیم فردوس . برای اهالی شهر ما هیچ جایی در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی حس و حال " شهر " را ندارد . روز تاسوعا تمام هیات مذهبی برای عزاداری راهی گلزار شهدا می شوند . این هم عکس گلی - همراه ننه جون - عصر تاسوعا در بهشت اکبر : شب عاشورا همراه با عزاداری و روضه خوانی ، نخل ها را هم برای روز عاشورا آماده می کنند . نخل نمادی از تشییع پیکر شهدا است که در اکثر مناطق مرکزی ایران به شکل های مختلف رواج دارد . شب عاشورا مردم کنار نخل ها شمع روشن می کنند .  ظهر عاشورا هر کدام از شش هیئت اصلی نخل خود را تا چهار راه مرکزی شهر حمل کرده و همه نماز جماعت برگزار می کنند . این هم نخل هیئت ما ؛ هیئت...
26 آبان 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به گل رخ می باشد