تجربه های جدید !
X
تاريخ : يکشنبه 2 خرداد 1395 | 13:33 | نویسنده : بابای گل رخ

به نام خدا

سه شنبه ی گذشته ( 28 اردیبهشت ) با شهاب و گل رخ رفتیم به " سرزمین موج های خروشان " ؛ چند وقتی بود که قولش رو به شهاب داده بودم اما فرصتش رو پیدا نمی کردم .
برای بردن گل رخ مردد بودم ؛ حدس می زدم که از ورود یک دختر به مجموعه جلوگیری می کنند و همین هم بود ؛ البته با این پیش زمینه ، اقدامات احتیاطی رو هم انجام داده بودم ؛ یک لباس و شلوارک پسرانه  با طرح باب اسفنجی تن گل رخ کردم و همراه یک کلاه کشی و دمپایی های پلاستیکی با خودمون بردیمش استخر .
خانم متصدی پذیرش پارک آبی اولش متوجه نشد و خودم با پرسیدن یک " سوال فنی " توضیح دادم که " این پسر بچه ی همراه ما در اصل دختری به نام گل رخ است و میشه ببریمش داخل ؟! "
گل رخ هم قیافه ی مظلومی به خودش گرفته بود که باعث خنده ی شدید خانم بلیط فروش و همکار کناریش شد و با تاکید این نکته که " اگه پایین گیر دادند اسمی از ما نبرید " بلیط ورود گل رخ رو صادر کردند .
نگهبان ورودی پارک آبی کمی به ما مشکوک شده بود و پرسید که " بچه ی همراهتون پسره یا دختر ؟! " و من هم با اعتماد به نفس زایدالوصفی گفتم : " پسره ... اگه شک داری شاهدش رو نشونت بدم !!! " و از خوان دوم هم گذشتیم .
بعد ورود به داخل مجموعه کسی متعرض ما نشد و موهای کوتاه و پسرانه ی گل رخ که زیر کلاه بود و شورت بلند و تا روی زانوی شهاب که تنش کرده بودم مانع از هرگونه شک و تردیدی بود ؛ توی رختکن تصمیم گرفتیم که در تمام مدت حضور در پارک آبی ، گل رخ رو با اسمی پسرانه خطاب کنیم ؛ پیشنهاد من " رضا " بود که تصویب نشد و پیشنهاد شهاب " علی " بود که با اکثریت آرا تصویب شد . در تمام مدتی که توی پارک آبی بودیم ، گل رخ رو " علی " صدا می زدیم و گل رخ هم که متوجه اهمیت موضوع بود ، همکاری خوبی در این جریان داشت ! .

ساعت 10 و نیم صبح رفتیم داخل و 9 شب بود که بیرون اومدیم ؛ به بچه ها خیلی خوش گذشت ؛ " موج های خروشان " خلوت بود و معمول مشهد هم همیشه همین بوده که اردیبهشت خلوت ترین ماه سالش باشه ؛ بزرگی مجموعه هم باعث می شد که این " خلوت " بودن بیشتر به چشم بیاد .
" موج های خروشان " پارک آبی زیبا و بی نقصی است ؛ لااقل نسبت به بقیه ی پارک های آبی مشهد که توی این سال ها رفتیم ، خیلی مدرن تر و شکیل تر ساخته شده ؛ سرسره و وسایل بازی خیلی زیاد داشت و نیازی نبود که برای استفاده از یک وسیله ، مدت زمانی رو توی صف معطل بمانیم . البته ایراد بزرگی که داشت ، ارتفاع زیاد اکثر سرسره ها بود که لازم می شد برای استفاده از یک سرسره ، پله های خیلی زیادی رو بالا رفت .
شنیده بودم که طراحی داخلی این مجموعه قبلا یه جور دیگه بوده و بعد از آتش سوزی زمستان 92 ، تغییر زیادی در مجموعه داده بودند . البته اون آتش سوزی مربوط به زمان ساخت مجموعه بوده و نه هنگام بهره برداری ...

شب که اومدیم بیرون ، بچه ها " هلاک " بودند ! ؛ خوبی این پارک های آبی مشهد همینه ، انرژی بچه ها رو تا آخرین کوانتوم ها می گیره و تا چند روز بچه ها نای حرف زدن هم ندارند ! ؛ 10 ساعت بازی در آب و فضای مرطوب باعث خستگی شدید بچه ها میشه ؛ اولین باری که شهاب رو برده بودم پارک " موج های آبی " ، بهار 87 بود و شهاب هنوز 4 سال کامل رو نداشت ؛ شب که برگشتیم ، شهاب تا صبح داشت توی خواب با خودش حرف می زد و بلند می شد و راه می رفت و داد می زد که " یه موج بزرگ داره میاد ... " .





[موضوع : تجربه های جدید ! ]
تاريخ : يکشنبه 6 ارديبهشت 1394 | 9:57 | نویسنده : بابای گل رخ

به نام خدا

امروز صبح تجربه ی جدیدی داشتم ، تهیه کره از ماست ! ، خودم تنها و با وسایل ساده ای در آپارتمان ...

روش درست کردن کره ی خانگی خیلی جالب و البته تمیز و بهداشتی است ؛ محصول نهایی هم زمین تا آسمان با چیزی که به عنوان " کره " در بسیاری از مراکز لبنیاتی می فروشند ، تفاوت دارد . خواستم این جا بنویسم تا اگر خواننده ای مایل بود ، دست به کار تهیه کره ی خانگی شود .

اول ، جمعه شب ، شیر تازه ، کامل ، مطمئن و پرچرب گاو گرفتم ؛ لبنیاتی محله ی ما همیشه چنین شیری دارد . جوشاندم ، مایه زدم و " ماست بستم " . 

" ماست بندی " کار ساده ایست و بعد از چند بار تمرین ، می توانید به خوبی مغازه های لبنیاتی این کار را انجام دهید .

ظرف ماست رو 8 ساعت بیرون یخچال و 12 ساعت داخل یخچال گذاشتم تا ماست حسابی " ببندد " ؛ دیشب از یخچال بیرون آوردمش و سرشیر ها رو کمی هم زدم و گذاشتم تا صبح امروز بیرون یخچال و زیر پارچه ای تمیز بخوابد تا به دمای محیط برسد .

اولش قصد داشتم که بعد از ظهر کره بگیرم تا ماست کمی ترش شده باشه اما به خاطر سردی هوای امروز مشهد و عجله ای که خودم داشتم ، صبح زود و بعد از رفتن شهاب و مامانش به مدرسه ، دست به کار شدم ؛ ماست رو داخل دستگاه کره گیر ریختم . ( دستگاه کره گیر وسیله ای شبیه لباس شویی های سطلی قدیمی است که پروانه ای چرخان برای هم زدن ماست دارد . )

ماست رو با کمی آب ولرم رقیق کردم و دستگاه روشن شد ؛ فکر می کردم که 45 دقیقه ای زمان لازم باشه تا کره از دوغ جدا بشه اما دستگاه در کمتر از 15 دقیقه این کار رو انجام داد ؛ مقداری یخ به مخلوط اضافه کردم تا کره های جدا شده سرد و سفت بشن و بعد کره ها رو برداشتم و داخل دستمالی پنبه ای و روی صافی ریختم تا تمام دوغ از کره جدا بشه .

دستمال رو جمع کردم و داخل آب و یخ گذاشتم و حسابی فشار دادم و پیچاندم تا ذره ای دوغ در کره نباشه و کره بافت فشرده و یکدستی داشته باشه . گذاشتم تا دستمال چند دقیقه ای داخل آب و یخ باشه تا کره حسابی سفت بشه .

وقتی دستمال رو باز کردم ، از شکل و قیافه ی محصول نهایی ، خیلی خوشم آمد ! ؛ شبیه پنیر موتزارلای ایتالیایی شده بود . 

طعمش رو امتحان کردم ؛ خیلی خوب و لطیف بود  ؛ البته یادم رفته که کمی نمک به ماست بزنم و طعم کره رو به آسمان ببرم ! ؛ نکته ی جالب این که کره استحصال شده ، بر خلاف کره های بازار ، به راحتی در دهان آب میشه و چربی سمج و چسبنده ای در کام آدمی نداره !! ؛ محصول به دست آمده به نسبت ماست به کار رفته کمه و همین آدم رو مشکوک می کنه که لابد در کره های بازاری " چیز " دیگری هست که هم چربتر بشه و هم مقرون به صرفه تر !!! .

تجربه ی جدید امروز صبح ، خیلی جالب و خوشمزه بود ؛ دوغ با مزه ای هم حاصل شد که به زحمتش واقعا می ارزید ؛ البته زحمت چندانی نداشت و اگر از شستن ظرف ها چشمپوشی کنیم ، عملا زحمتی نداشت .

هفته ی گذشته و با استفاده از یک مخلوط کن ، همین کار رو در مقیاسی کوچکتر و با زحمت بیشتر انجام دادم و با کره ی خانگی ، نیمرو پختم ؛ باور نمی کنید که چه عطر و طعمی داشت . امتحان کنید تا تفاوت " کره " را با " کره " درک کنید !!! .

خراسانی ها به کره ی حاصل از ماست " مسکه " ( maske ) می گویند ؛ عطر و طعم ماست را دارد ؛ فرانسوی ها اسم جالب تری برای کره دارند : " عشق " !!! ؛ پیشنهاد می کنم که بی خیال روغن های نباتی و " کثیف " شوید و همیشه غذایتان را با " عشق " معطر و چرب کنید .

بنده یقین دارم که بر خلاف بسیاری از تبلیغات ، غذای سالم لزوما غذایی با آرم استاندارد نیست ؛ غذای سالم غذایی است که فرایند های پیچیده ای برای فرآوری اش انجام نشده باشد ؛ مثل همین کره که روش ساختنش و مواد اولیه اش کاملا مشخص است . بسیاری از غذاهای " استاندارد " به همت مواد و افزودنی های شیمیایی " سر پا " می مانند و آسیب های این افزودنی های " مجاز " سال ها بعد اثبات می شود و با افزودنی مجاز دیگری جایگزین می شوند ! .

مقایسه کنید روش تولید این کره ی خانگی را با روغن ها ، کره ها و مارگارین هایی که اصلا نمی دانیم از کجا و تحت چه شرایطی به قفسه ی سوپرمارکت ها و فروشگاه ها ، منتقل شده اند !!! . 

صبحانه ی امروز خانه ی ما برای من و گل رخ ، مسکه با عسل و نان محلی ، جای شما خالی :

 

پی نوشت : دستگاه های زیادی برای گرفتن کره از ماست در بازار وجود دارد . شکل و شمایل و حجم این دستگاه ها هم تنوع زیادی دارد ؛ در لینک زیر می توانید با یکی از تولید کنندگان دستگاه های کره گیری آشنا شوید : 

http://pars-abzar.com





[موضوع : غذاها, تجربه های جدید ! ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 11 صفحه بعد