گل رخ

رشته گوهر شکست گل رخ سیمین ذقن * برگ تمنا بریخت ، شاخ گل نسترن

طعم اردیبهشت

به نام خدا دلمه غذای مخصوص اردیبهشت است . برگ های تاغ * ، بزرگ و نازک و آبدار اند ؛ شاخه های ترخون خوش طعم و شکننده اند ؛ هوای اردیبهشت هم عجیب اشتها آور است ! .  دلمه غذایی پرزحمت ، پرمزه و نوستالژیک است ؛ بچه که بودیم ، در اوایل اردیبهشت ، باباآقا بوته های تاغ باغش را " بو تاغ " می کرد ؛ بوتاغ کردن اشاره به هرس بوته های انگور و چیدن شاخ و برگ های اضافی و بدون میوه ی درخت است ؛ من هیچ وقت نفهمیدم که باباآقا چگونه بوتاغ می کند و چرا گاهی شاخه ای بزرگ را می شکند و شاخه ای نحیف را می گذارد ؛ یک هنر خاص باغبانی است ؛ این که چگونه هرس کنیم تا در تابستان انگور بیشتری داشته باشیم و درخت هم برای سال آینده رشد بیشتری بکند ....
29 ارديبهشت 1394

طرز تهیه کره خانگی

به نام خدا امروز صبح تجربه ی جدیدی داشتم ، تهیه کره از ماست ! ، خودم تنها و با وسایل ساده ای در آپارتمان ... روش درست کردن کره ی خانگی خیلی جالب و البته تمیز و بهداشتی است ؛ محصول نهایی هم زمین تا آسمان با چیزی که به عنوان " کره " در بسیاری از مراکز لبنیاتی می فروشند ، تفاوت دارد . خواستم این جا بنویسم تا اگر خواننده ای مایل بود ، دست به کار تهیه کره ی خانگی شود . اول ، جمعه شب ، شیر تازه ، کامل ، مطمئن و پرچرب گاو گرفتم ؛ لبنیاتی محله ی ما همیشه چنین شیری دارد . جوشاندم ، مایه زدم و " ماست بستم " .  " ماست بندی " کار ساده ایست و بعد از چند بار تمرین ، می توانید به خوبی مغازه های لبنیاتی ای...
6 ارديبهشت 1394

یک من ماست چقدر کره داره ؟

به نام خدا نوروز امسال و در سفر به فردوس ، اوقات خوشی داشتیم و موضوع سنگ کلیه و درد های شروع سال رو فراموش کردم ؛ هنوز فرصت نشده که مطلب زیادی از تعطیلات عید بنویسم . در فردوس تعریف های زیادی از " ماست بند " ی شنیدم که کره ی محلی تهیه می کند و مشتریان زیادی هم دارد ؛ من هم ، که مشهور به مخالفت با هر گفتاری هستم و مثال های نقض زیادی همیشه در آستین دارم ، مدعی بودم که کره ی تولیدی جناب ماست بند " کره ی ماست " نیست و کره ی خامه است ! . شاهدش هم لبنیاتی محله ی خودمان که کره ی خامه را کیلویی 17 تومان می فروشد و کره ی ماست را کیلویی 30 تومان ( تقریبا دو برابر ! ) . در حقیقت دو روش برای تولید کره وجود دارد : روش اول ...
30 فروردين 1394

گرماست

به نام خدا گرماست ( gormast ) غذایی ساده و خاص چوپانان خراسانی است . غذایی که بیشترین نوستالژی بهار را در ذهن بچه های کویر زنده می کند ( البته اگر روح و روانی آماده داشته باشند که در 99 درصد بچه های کویر چنین روح و روانی سراغ ندارم ! ) . اگر کتاب " آن سال ها " ی دکتر یاحقی را بخوانید ، متوجه خواهید شد که جنابش با چه شوق و ذوقی از گرماست چوپانان و لذت خوردنش در خنکای صحرا یاد کرده است . مواد لازم برای این غذا محدود می شود به شیر و ماست گوسفندی ؛ طرز درست کردنش هم بسیار ساده است ؛ به نسبت مساوی شیر و ماست گوسفندی را درون ظرفی مخلوط می کنیم و تمام !!! ؛ باقی کار فقط ترید کردن نان محلی در کاسه و خوردن گرماست است . البته این غذ...
28 فروردين 1394

نیمرو

به نام خدا چند وقت پیش ، یکی از همکارها با مشاهده ی وبلاگ و " تاس کباب " ، متعجب شده بود که من مگه چقدر وقت اضافه دارم که فرصت " راست کردن " تاس کباب هم برام پیش میاد ؟! گفتم : اتفاقا تاس کباب غذای خیلی راحت و کم زحمت و ساده ای به حساب میاد . گفت : من که سال هاست از این غذاها نخوردم ! . توضیح داد که خودش و خانمش دانشجوی دکترا هستند و یک فرزند دارند ؛ صبح ها قبل از رفتن سر کار ، خانمش کمی برنج هندی رو می ریزه داخل پلوپز آرام پز تا برای ظهر آماده باشه ؛ ظهر موقع برگشتن از سر کار ، از آشپزخانه ای چند سیخ کباب یا ظرفی خورشت تهیه می کنند و همراه با برنج صرف می کنند ؛ بعضی اوقات هم کنسرو ماهی تن را تنگ برنج ها گذاشته و...
27 بهمن 1393

معجون زمستان

به نام خدا عکس بالا ، باباآقا رو در بهار 57 و داخل یک مزرعه ی خشخاش نشان میده . قبل از انقلاب در مناطق زیادی از ایران خشخاش می کاشته اند . گیاه خشخاش نیاز کمی به آب و نگهداری داشته و سود زیادی از  کاشتنش نصیب کشاورزان می شده است ؛ غیر از دانه های رسیده ، تمام گیاه و شیرابه ی جریان یافته در اندام هایش شدیدا سمی است و به خاطر مواد مخدر متنوعی که از این گیاه استحصال می شود ، تجارت و کاشتش در تمام دنیا ( غیر از افغانستان ) تحت کنترل شدیدی است . در جنوب خراسان ، برای شب های بلند زمستان ، از دانه های خشخاش همراه با چند ماده ی دیگر معجونی خوشمزه و مقوی " راست می کنند " که عجیب مورد توجه بچه ها قرار می گیرد . مواد مورد نیا...
30 دی 1393

توگی

به نام خدا یکی از غذاهای محلی و خوشمزه ی مردمان جنوب خراسان ، " توگی " است . توگی نوعی شوربا است که ماده اصلی تشکیل دهنده اش ارزن پوست کنده است ؛ اسم این غذا هم از همین ماده می آید ؛ در فردوس ، گناباد و آبادی های دو طرف رشته کوه کلات در جنوب خراسان ، به ارزن پوست گرفته توگی می گویند . روش پختنش خیلی ساده و راحته ؛ البته اگر بتونید توگی پیدا کنید ! ؛ این یک غذای محلی است و ارزن پوست گرفته که برای پختن غذا لازمه رو فقط میشه توی فردوس یا گناباد تهیه کرد . هر ساله با شروع فصل سرما ، توی اکثر فروشگاه های فردوس میشه توگی پیدا کرد ؛ مردم فردوس توگی رو بیشتر به عنوان صبحانه می خورند ، بچه که بودیم ، باباآقا همیشه صبح های جمعه ی ...
22 دی 1393

گندم پلو

به نام خدا یکی از به یادماندنی ترین غذاهای کودکی ما ، گندم پلو  یا به قول مردمان قدیم " بلغور پلو " است . امروزه کمتر خانواده هایی چنین غذاهایی تهیه می کنند و بچه ها هم با طعم این غذا ها کاملا نا آشنااند ؛ بچه که بودیم در طول پاییز و زمستان ، حداقل هفته ای دو بار گندم پلو می خوردیم . غذای بسیار سالم ، مقوی و پر خاصیتیه ؛ مخصوصا اینکه از گندم کامل و همراه با سبوس تهیه میشه و می تونه جبران کننده ی قسمتی از نیاز کودکان و نوجوانان در حال رشد به مواد مغذی موجود در گندم و سبوس گندم باشه . مردمان فردوس عقیده داشتند که گندم پلو باعث میشه قسمتی از بی هوا شدن مغز جبران بشه ! ؛ معنی امروزی این جمله این بود : در اثر فعالیت های ...
12 دی 1393

هیچ چیز به اندازه ی یک کوه شبیه به پدر نیست

به نام خدا هفته ی گذشته دوستی ( یا بهتره بگم : همکاری ) تحت تاثیر نوشته ای از بیشمار نوشته های قشنگ اما مبتذل رد و بدل شده در شبکه های اجتماعی ، فرمودند : " دوست دارم فرزندم با دیدن یک کوه من رو به خاطر بیاره ! چون هیچ چیز به اندازه ی یک کوه شبیه به پدر نیست . " یعنی رسما داشتم بالا می آوردم ! ؛ آدم این قدر جلف و مبتذل ؟! یعنی چی ؟! نمی دونم ... . حالا یک نفر یک روزی دلش خوش بوده و پدرش یک حال اساسی بهش داده و اینم یک جمله ای گفته ؛ تو چرا اینقدر جو گیر شدی ؟! حوصله نداشتم براش حرف بزنم و از طرفی هم با خودم گفتم : بزار توی همین دنیای الکی خوشش خوش باشه و فکر کنه مثل یک کوهه ! ؛ البته تا بخواد این توهم کوه بودن رو توی ذهن ب...
23 آذر 1393

نان و گردو

به نام خدا بعد از شروع شلوغ سال تحصیلی و حجم زیاد کاری که در این هفته ها داشتیم ؛ رفتن به فردوس و برگشتن از سفر ، نقطه ی پایانی بر این مشغله ها بود ؛ یک باره سرم خلوت شده و کاری نمانده ! . گل رخ همین الان بیدار شد و خواست که تلویزیون رو براش " خوتن " کنم ! ؛ امروز قرار بود ببرمش پیش یکی از دوستای مامانش برای گفتاردرمانی و تصحیح ادای کلمات که راستش ترسیدم دوباره منو از مرز جنون عبور بده ! ؛ تازگی ها خیلی خیلی لجباز شده و می ترسم در یکی از این عبور ها از مرز جنون ، همون طرف مرز اقامت دائمی بگیرم ! . نشسته بودم روی اپن و داشتم صبحانه می خوردم ؛ روی اپن نشستن و غذا خوردن خیلی به من آرامش میده ؛ طبق معمول نان و گردو که خیلی دوس...
21 آبان 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به گل رخ می باشد